منصور بن محمد ابن الياس الشيرازي
3
تشريح الأبدان ( فارسي )
صاحب طبقات الأطباء كه او هم از كس ديگرى به نام يوسف بن ابراهيم نقل مىكند ، مىنويسد : يوحنا بن ماسويه ، بوزينهء مادهاى داشت به نام « حماحم » و لحظهاى بر فراق آن آرام نداشت . روزى معتصم ، خليفهء عباسى را هدايايى آوردند كه از آن جمله بوزينهء نرى بود . خليفه خواست تا آن بوزينه را با « حماحم » تزويج كند . يوحنا از شنيدن اين سخن سخت غمگين گشت و به خليفه پيام فرستاد كه « نگهدارى من از اين بوزينه ، جز از براى آن است كه او تصوّر فرموده ، همانا من آهنگ آن دارم كه وى را تشريح كنم و كتابى بنگارم چنان كه جالينوس در تشريح نگاشته است « 1 » ، تا افتخار آن كتاب امير المؤمنين را باشد . چون بوزينه به جسم لاغر بود و رگها و عصبها و وريدههاى آن نازك بود ، اميد نداشتم كه تشريح آن مانند تشريح بوزينهء درشت اندام ، سودمند و روشنگر باشد ، بدين جهت او را نگه داشتم تا بزرگ شود و تنومند گردد و چون كار اين بوزينه به ثمر رسد ، امير المؤمنين بداند كه براى وى كتابى نبشته باشم كه در اسلام هيچ كتابى چونان ننوشته باشند » . يوحنا با آن بوزينه چنان كرد كه خود مىخواست و كتابى پديد آورد كه نه تنها دوستان ، بلكه دشمنان نيز زبان به آفرين وى گشودند « 2 » . آنچه از آثار پيشينيان در اين زمينه برمىآيد ، اغلب از نظريات
--> ( 1 ) . منظور كتاب فى علاج التشريح است . ر . ك : بيست گفتار ، صص 383 - 391 . ( 2 ) . طبقات الاطباء ، ج 1 ، ص 178 .